چرا «یک مسیر آموزشی واحد» برای همه کودکان جواب نمیدهد؟
مقدمه
سالهاست نظامهای آموزشی تلاش میکنند بهترین برنامهٔ درسی را طراحی کنند؛ برنامهای که همهٔ دانشآموزان با آن رشد کنند. اما تجربهٔ والدین و معلمان نشان میدهد که حتی در بهترین مدارس هم، کودکان واکنشهای کاملاً متفاوتی به یک مسیر آموزشی یکسان دارند.
یک کودک شکوفا میشود، دیگری خسته.
یکی پیشرفت میکند، دیگری عقب میماند.
و این سؤال جدی برای والدین شکل میگیرد:
آیا واقعاً همهٔ کودکان باید یک مسیر یادگیری را طی کنند؟
کودکان شبیه هم نیستند
هر کودک ترکیبی منحصربهفرد از ویژگیهاست:
-
سرعت یادگیری متفاوت
-
علایق گوناگون
-
سبکهای شناختی مختلف (دیداری، شنیداری، حرکتی…)
-
شرایط عاطفی و خانوادگی خاص
انتظار اینکه همهٔ این تفاوتها با یک برنامهٔ واحد پوشش داده شود، مثل این است که بخواهیم یک کفش را به پای همهٔ کودکان بپوشانیم.
مسئله فقط «ضعیف یا قوی بودن» نیست
یکی از باورهای اشتباه رایج این است که شخصیسازی فقط برای دانشآموزان ضعیف یا برعکس، برای کودکان بسیار باهوش لازم است.
درحالیکه واقعیت این است که هر کودکی برای شکوفایی واقعی، به مسیر متناسب با خودش نیاز دارد.
حتی کودکانی که نمرات عالی دارند ممکن است:
-
انگیزهشان را از دست بدهند
-
دچار اضطراب پنهان شوند
-
یا استعدادهای غیر درسیشان نادیده گرفته شود
نگاه نوین به آموزش
در رویکردهای نوین آموزشی جهان، تمرکز از «برنامهٔ یکسان» به سمت «مسیر یادگیری شخصیسازیشده» حرکت کرده است.
مسیرهایی که:
-
اهداف آموزشی را حفظ میکنند
-
اما راه رسیدن به آن اهداف را برای هر کودک متفاوت میبینند
جمعبندی
پرسش اصلی امروز دیگر این نیست که چه چیزی باید تدریس شود، بلکه این است که:
هر کودک چگونه بهتر یاد میگیرد؟
در مقالهٔ بعدی، دقیقتر بررسی میکنیم که
«شخصیسازی مسیر یادگیری دقیقاً یعنی چه و چه چیزهایی نیست.»